کد خبر: 27705

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۸/۲۵ - ۱۱:۱۸   

Print Friendly

گفت وگوی «تدبیر تازه» با قاسم خرمی:

فکر تجاری سازی مطبوعات هنوز به جامعه ما سرایت نکرده است


پایگاه خبری تدبیر تازه -برای تحلیل و آسیب شناسی چرایی ضعف روزنامه های ایران در جذب مخاطب سراغ یک روزنامه نگار باسابقه و خوشنام دیگر رفتم.کسی که پیشتر در روزنامه قانون سردبیر بود و دوران خوبی را به لحاظ کاری در کنارش داشتم.


   :قاسم خرمی که دکترای علوم سیاسی دارد سال ها سردبیر روزنامه های همبستگی و قانون بود.او هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ تجربی،گزینه مناسبی برای پاسخگویی به سوالاتی اینچینی درباره قوت و ضعف مطبوعات ایران است.این گفت وگوی کوتاه را در ادامه می خوانید.

*به نظر شما چرا بطور میانگین روزنامه های ایران پرفروش نیستند و میزان اقبال عمومی به جراید منتشر شده در کشور تا این سطح پایین آمده است؟

فروش روزنامه ها در ایران تابع چند متغیر است که یکی از مهمترین آن ها خاستگاه تاریخی مطبوعات در ایران است. روزنامه های ایران در دوره قاجاریه بیشتر ماهیت اندیشه گستری داشتند تا تولید اطلاعات مورد نیاز زندگی روزمره مردم .درواقع مطبوعات وظیفه ای فراتر از تامین داده های اطلاعاتی مورد نیاز زندگی مردم را بر عهده داشتند.فکر و اندیشه هم کالای مورد نیاز و مصرف بخش کوچکی از جامعه بود بنابراین هیچ گاه کسی به دنبال تجاری سازی کالای مطبوعات نبود. به همین دلیل مطبوعات در ایران هیچ گاه به تولید انبوه نمی رسید. در دوران جدید نیز به ویژه در زمان بعد از شکل گیری جریان دوم خرداد دوباره مطبوعات به کارکرد قدیمی خود یعنی اندیشه گستری روی آوردند و به دلیل نبود احزاب سیاسی و نهادهای مدنی قدرتمند نتوانستند از این کارکرد فاصله بگیرند و به دنبال تولید محتوای مورد نیاز بخش گسترده تری از جامعه بروند به همین دلیل تیراژ مطبوعات در ایران هیچگاه افزایش چشمگیری پیدا نکرد.

*با این تفاسیر یک روزنامه موفق و پرفروش در بین ایرانیان چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

ویژگی یک روزنامه موفق در چند سطح قابل تبیین است. اول این که باید بپذیریم که یک روزنامه موفق لزوما روزنامه پرفروش نیست. روزنامه هایی که در حوزه فکری و سیاسی اشتغال دارند باید به جای تیراژ گسترده به اثرگذاری اجتماعی و یا اصطلاحا جریان سازی بیندیشند.به عنوان مثال نشریات فعال در حوزه مد،کالاهای آرایشی و یا مطالب فان و مرتبط با سبک زندگی سلبریتی ها از تیراژ گسترده ای برخوردارند اما لزوما اثرگذاری اجتماعی مناسبی ندارند.البته وجود چنین نشریاتی ضرورت دارد اما جای نشریات فکری و جریان ساز را نمی گیرد . اما نشریات فکری و سیاسی در ایران برای بقا و دوام خود باید حامل فکر و اندیشه ای باشند. نشریات در ایران چون خاستگاه اجتماعی و یا دقیقا خاستگاه طبقاتی مشخصی ندارند بنابراین نمی توانند حامل فکر و اندیشه ای خاص برای جامعه هدف خاصی باشند به همین دلیل نشریات در ایران میان دو گزینه  اشاره شده سرگردانند که همین امر روی تیراژ آنها تاثیر گذاشته است.

*روزنامه‌های بخش خصوصی در ایران تاکنون چه اندازه موفق بوده‌اند و فکر می کنید تا چه حد مکانیزم حمایت‌ها و نظارت‌های دولتی باعث پیشرفت آنان شده است؟

عدم موفقیت روزنامه های خصوصی در ایران تا حد زیادی تابع عدم موفقیت بخش خصوصی در اقتصاد ایران است. در درون اقتصاد ایران وجود الیگارشی قدرتمند مدیران دولتی اجازه رشد بخش خصوصی را نمی دهد. در عرصه فرهنگ نیز وجود روزنامه های دولتی با بودجه و امکانات گزاف و بعضا بی حساب و کتاب امکان هر گونه رقابتی را از مطبوعات بخش خصوصی سلب کرده است. مهمتر از همه این که در درون بخش خصوصی نیز روزنامه هنوز به عنوان یک بنگاه اقتصادی و عامل تولید و توزیع کالا به حساب نمی آید؛به عبارتی فکر تجاری سازی مطبوعات هنوز به جامعه ما سرایت نکرده است . در هر صورت برخی افراد یا مقامات و یا جریان های درون قدرت مایل نبودند چیزی به نام صنف مطبوعات شکل بگیرد.یکی از کارکرد های اصناف انتقال انباشت های تجربی است.در مطبوعات فعلی ما چنین تبادل انباشتی پدید نیامده و در واقع دچار گسست نسلی شده است. کارکنان رسانه های دولتی با اتصال به بوروکراسی دولت فقط بقای خودشان را حفظ کرده اند.در بخش خصوصی حتی چنین ابزاری برای بقا وجود نداشته است. فعالان مطبوعاتی در بخش خصوصی نه به عنوان عضوی از دیوانسالار شناخته می شوند و نه به عنوان عضوی از جامعه فکری و هنری کشور.

Print Friendly
برچسب‌ها, , , , ,
ارسال دیدگاه

یادداشت ها
اخبار ویژه

 

Print Friendly