کد خبر: 22028

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۷/۱۴ - ۱۸:۰۲   

Print Friendly

هایده رحیمی

کیک تولد


پایگاه خبری تدبیر تازه – هایده رحیمی:  + فردا باید برم خشکشویی. بعدم می رم شیرینی فروشی ،کیک تولد سفارش دادم. تولد توئه ناسلامتی! خودم نمی خوام آشپزی کنم. حال و حوصله اش رو ندارم. بالاخره باید قبول کنم که سنی ازم گذشته. هر چند تو خیلی خوبی و به روم نمیاری. اما خب… چند سالمه؟! … یادم رفته!


+ فردا باید برم خشکشویی. بعدم می رم شیرینی فروشی ،کیک تولد سفارش دادم. تولد توئه ناسلامتی! خودم نمی خوام آشپزی کنم. حال و حوصله اش رو ندارم. بالاخره باید قبول کنم که سنی ازم گذشته. هر چند تو خیلی خوبی و به روم نمیاری. اما خب… چند سالمه؟! … یادم رفته!

– شصت و نه سال عزیزم.

+ آره درسته. چون قبلش شصت و هشت سالم بوده و قبل ترش … چند سالم بوده؟!

– شصت و هفت سال عزیزم. بگیر بخواب دیگه. فردا کلی کار داری.

+ آره. فردا باید برم خشکشویی. بعدم برم شیرینی فروشی. کیک تولد سفارش دادم. تولد توئه ناسلامتی… اخه می دونی !

– آره عزیزم. حال و حوصله ی آشپزی کردن نداری. چون فکر می کنی سنی ازت گذشته در حالی که فقط پنجاه و هفت سالته.

+ آره خب تو به روم نمیاری ولی بالاخره پنجاه و هفت سالگی خودش کلی دردسر داره… قبلشم پنجاه و شش سالم بوده ! چه زیاد…

– بگیر بخواب عزیزم. فردا کلی کار داری. باید سرحال باشی. مهمون داریم. تولدته … تولدمونه.

+ آره هر چی نباشه تولد توئه. باید تدارک ببینم کلی. راستی گفتم بهت که کیک سفارش دادم؟!

– آره عزیزم. می دونم دیگه حال و حوصله   آشپزی کردن نداری.

+ نه که حال نداشته باشم. اونقدرها هم پیر نشدم که! نکنه میگی پیر شدم؟! آره ؟!

– نه عزیزم! این چه حرفیه. خودت گفتی که کیک سفارش دادی منم گفتم کار خوبی کردی. بهتره به جای آشپزی،بیشتر به خودت برسی. ناسلامتی تولدته.

– آره کلی مهمون دعوت کردم. از یه هفته پیش به همه گفتم که بیان. درسته که سن و سالم داره می ره بالا ولی خب تولدها رو باید جشن گرفت. تازه مگه من چند سالمه همش؟!

– چهل و هفت سال عزیزم. همش چهل و هفت سالته. منو بگو که پنجاه رو رد کردم. کم کم باید نگران سلامتی خودم باشم.

+ این چه حرفیه ! پنجاه سالگی که سنی نیست. کت و شلوار دامادی هنوز اندازه   تنته. برای من هنوز همون مرد جذاب سی ساله ای.

– حالا بگیر بخواب عزیزم. فردا کلی کار داری. برای پوستت خوب نیست تا دیروقت بیدار بمونی.

+ آره فردا باید برم خشکشویی. بعدم برم کیک رو بگیرم از شیرینی فروشی. آخه کیک سفارش دادم. نمی خواستم وقتم رو توی آشپزخونه تلف کنم. باید به مهمونا برسم. دوست داشتم مثل هر سال خودم کیک تولدت رو درست کنم. ولی خب امسال دیگه نه!

– اشکال نداره عزیزم. تولد سی و هفت سالگی توئه. نباید بری آشپزی کنی که! تو یه زن جوان و جذابی که فقط باید به خودش برسه و منم فقط باید تماشاش کنم.

+ پس چی! یه زن جوان و خوشگلم. تو هم یه مرد خوشتیپ چهل ساله ای که من هنوزم عاشقشم. بعدِ این همه سال… چند ساله راستی؟!

– چهل سال ! و من هنوز عاشقتم… حتی اگه کیک تولدم رو خودت درست نکنی.

+ فردا چقدر کار دارم ! چرا نمی ذاری بخوابم؟ هی حرف می زنی. اول برم خشکشویی کت و شلوار دامادی ات رو بگیرم بعدم برم کیک….

 

Print Friendly
برچسب‌ها,
دیدگاه کاربران

نظرات در انتظار تایید: 24

کل نظرات :17

  • فرهاد

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    چه متن روان و موجز و زیبایی و چه احساسات نابی پشتش بود. دست مریزاد.


    پاسخ دادن

  • mahsima

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    خیلی خوب بود
    اینجا که میگه “ چهل سال ! و من هنوز عاشقتم… حتی اگه کیک تولدم رو خودت درست نکنی.“ خیلی حس خوبی داره


    پاسخ دادن

  • م. دوست مهسیما

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    داستان ایده جالبی داشت و کشش خوبی که هی ادامه میدادی تا بفهمی قضیه از چه قراره. من خوشم اومد . موفق باشید 🙂


    پاسخ دادن

  • اصلا به تو چه؟!

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    همذات پنداری عجیبی داشتم باهاش. یعنی الان چند سالمه؟ :دی


    پاسخ دادن

  • شهاب

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    پر احساس و روان بود در حالی که دوست داشتنی بود یکم به آدم حس غم رو هم القا میکرد مرسی از نویسنده و قلم پرتوانش واقعا عالی بود


    پاسخ دادن

  • افسون

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    خیلی زیبا عشق رو تصویر کردین. چون عشق سن و سال و مرزی نداره حتی اگه آدمها پیر، از کار افتاده بشه، حتی اگه فراموشی هم بگیره، عشق واقعی اونی هست که بازم در نگاه معشوقت جوان و زیبا و توانمند باشی مانند سالهای جوانی که در کنار همدیگر گذرانده اند.


    پاسخ دادن

  • بهنام

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    چهل سال… و من هنوز عاشقتم…..
    ای کاش همه ی ما به چهل سالگی عاشقی برسیم….
    داستانی کوتاه اما عمیق….
    و قابل تامل


    پاسخ دادن

  • بهنام

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    چهل سال و من هنوز عاشقتم
    ای کاش همه ی ما به چهل سالگی عاشقی برسیم
    متنی کوتاه اما عمیق و قابل تامل


    پاسخ دادن

  • Homayoun

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    Text foghoalade ziba va por manaii bod va neshon dahande ine ke harki harcheghad has sen balatar mire baz ham on eshgh va ehsas va on hese daroni vojod dare va pir nashode


    پاسخ دادن

  • Matin

    تاریخ : ۱۴ - مهر - ۱۳۹۵

    تبریک میگم بانو
    متن فوق العاده زیبایی است…


    پاسخ دادن

  • بهنام

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    چهل سال و من هنوز عاشقتم
    ای کاش همه ی ما به چهل سالگی عشق برسیم
    متنی کوتاه اما عمیق و قابل تامل


    پاسخ دادن

  • لاوین

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    عالی بود واقعا


    پاسخ دادن

  • لاوین

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    بسیار زیبا وعالی


    پاسخ دادن

  • بهنام

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    چهل سال..و من هنوز عاشقتم…..
    ای کاش همه ی ما به چهل سالگی عشق برسیم
    متنی کوتاه اما عمیق و قابل تامل


    پاسخ دادن

  • ناشناس

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    عاااااالی عزیزم موفق باشی


    پاسخ دادن

  • anaaaaaaaaam

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    عاااااالی عزیزم موفق باشی


    پاسخ دادن

  • anaaaaaaaaam

    تاریخ : ۱۵ - مهر - ۱۳۹۵

    عااااالی بود عزیزم موفق باشی


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

یادداشت ها
اخبار ویژه

Print Friendly